خرید بک لینک
گاهی خیلی جدی به جدیت بهشتی فک میکنم و اینکه چقدر جدیتش خوبه. حتی اگر خیلس پیزاش چندش آور باشه خیلی بهتر از خیلی چیزای دیگس. و گاهی خیلی جدی به دله پاک تکتم ...... قضیه دقیقا همونه مرغ همسایه غازه اقا..... ولی خدا وکیلی موضوع قابل بحث و دلنشین همنه که آدم خوبیای اطرافیانشو یاد بگیره همونقدر که جدیت

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 2:07

تو اسمشو بزار آروم کردن خودم.....شاید اولین باریه که دارم به یه واقعیتی اعتراف میکنم فقط برای آروم کردن خودم نه برای طرف مقابلم. بعضی از ما دخترا یه روزایی تو طول ماه عجیب نمیفهمیم چمونه برنامه ریزی میکنیم برای یه روز خاص ذوق میکنیم براش حتی شاید براش خرج ک

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 2:07

شاید از بدترین کارای دنیا کاری باشه که من انجام میدم نخوابیدن شبا و سرگرم کردن خودم با گوشیم پووووووف

واقعا گاهی وقتا ناراحت میشم از خودم.....

یه قسمتی از روحم بدجور درگیر و آزردس که کاش بتونم از بقیه قسمتا جداش کنم.....

کسی هست که مثه من از شبا بترسه؟ واقعا سخته شبا خوابیدن راستش حس میکنم داره یه قسمتی از وجودم یه کاری میکنه باهام. کاش تموم شه ......

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 2:07

دین و هوشم رفته است بر بادی...... عمیقا میتونم متوجه بشم که نباید به دست و پای آدما پیچید حتی اگه اونا برام عزیز باشن عمیقا فهمیدم که شاید بدترین کار اینه که من بیکار و بی عار دارم زندگی میکنم و اونقدری وقت دارم برای اینکه فکر کنم به همه چیز...... گاهی فکر کردن بدچیزیم نیس خوبه از اون لحاظ که همش تو

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 2:07

کاش یکی پیدا شه با حالت عربده واری فریاد بزنه هیچ وقت نیستین مز وقتایی که نباید باشین......

اگه لش کردنتون تموم شد گورتونو گم کنین

پوووووووف

دارم تمرین میکنم عصبانیتمو قورت بدم

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 2:07

بعد ده دوازده سال امروز باز از جلوی همونجایی که برای اولین با چشمای خودم توش دیدم یکی زنده زنده مرد رد شدیم.....

حسه بدیه.....

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 2:07

رفتم تو قسمت ویس و خیلی آروم شروع کردم به خوندن..... بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم..... . . . تو به من گفتی از این عشق حذر کن لحظه ای چند بر این آب نظر کن آب آیینه عشق گذران است تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است باش فردا که دلت با دگران است...... بغض..... تا آخرش خوندم و فرستادم تو گروه. م

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 2:07

وی از خوبان روزگار خود است.

وی از چال داشتگان روزگار خود است.

وی از زیبا اندیشان روزگار خود است.

وی از دل انگیزان روزگار خود است.

وی اشک به چشام من راه می دهد.

وی بهترین های روزگار خود است.

وی از آن سری راز های نشکفته ی دلنشین زمان خود است.

وی کسی جز لایت تک نمیتواند باشد

بودنت زیبایی ست:)))))

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: چهارشنبه 31 خرداد 1396 ساعت: 2:07

دقیقا یادم نیس کی خوابیدم ولی یادمه نور افتاب داشت میزد تو اتاق که خوابم برد ۵ بود ۵و نیم بود ۵و چهل دقیقه بود. صب ۱۱ونیم بیدار شدم نشستم تو تختم و از یادآوریه دیشب لرزیدم. یه بسته چیپس نصفه که درش باز بود و احتمالا توشم پشه بود رو میز چشمک میزد بهم یه بطری آب خالی یه عالمه کتاب رو میز و یه خونه ساک

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:46

گاهی وقتا وقتی به یکی میگی لنتی و گریه و قلب آبی میتونه توش هزار و یک معنی باشه.از اون معنیا که ینی چطوری میشه یه انسان اینقدر خوب وجود داشته باشی تو چی ای آخه لنتی که نمیفهمم و از شدت ذوق جدی جدی به گریه بیوفتی و قلب آبی کمترین چیز دم دستت باشه که نثارش کنی......:)از تنهایی چیزی نباید بگم خیلی دلم

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:46

به همون شدت که شادی میره غصه میاد....... ماه رمضون همیشه یه بوی خاصی داره نمیشه توصیفش کرد حتی گاهی اونقدر خوب میگذره که دلم میخواد تو سال ماهها روزه بگیرم . گاهی با تمام وجود حس میکنم همون قدر که مشکلات زندگیه اینایی که میان تو ماهه عسل گندس و با آب و تاب تعریفش میکنن واسه منم همینه بعد با خودم میگ

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:46

خدا که باشه تو دلت امکان داره دلت خیلی بلرزه ولی آخر سرش آروم کنندش خداس..... دلم مثه چی داره میلرزه نمیفهمم دلیل این همه بغض گریه چیه که همش داره میاد یه دلشوره ریزی دارم که نمیفهمم دلیلشو از همونایی که شاید فقط ساعت ها گریه تمومش میکنه...... خدای خوبم خدای مهربونم چقدر سخته که آدم یادش بره شمارو چ

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:46

مطمئنا سخته با وجود این همه صفحه مجازی سره شلوغ اومد اینجا گاهی هم از شلوغیه اینور اونور نیس از اینه که حتی دلت نمیخواد حرفی بزنی از اطرافت :)) تازگیا حوصله ی حرف زدن زیادی ندارم حتی حوصله حرف زدن با کساییکه حوصلشونو دارم هم ندارم جالبه که هروقت میان بحث کنن با صدای بلند میگن فاطمه تو غصه نخوریا ..

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: سه شنبه 16 خرداد 1396 ساعت: 3:46

میدونی سخت ترین کار دنیا این بود که حرف کسیبرام مهم نباشه و فکر نکنم به کسی.تو این مدت همه کاهایی که خودم دوست داشتمو کردم. حتی اگر بنظرم کاره خزی بود. اون فیلمیو دیدم که دوس داشتم ولی اسم کار خز مانع از دیدنش میشد.به خودم رسیدم در حدی که برام دلنشینم نبود ولی خب انجامش دادم.تازه فهمیدم وقتی فقط خو

برچسب: نویسنده: نیکی شمس تاريخ: پنجشنبه 4 خرداد 1396 ساعت: 22:27

صفحه بندی